پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

عقده‌ی دل گر شود تسبیح استغفار ما

گوهر مقصود می‌گردد گره در کار ما

بس که زخم از حرف خود خوردیم چون

می‌زند خون خموشی موج از گفتار ما

چون تَذَروِ یاد او در دل گشاید بال حسن

چتر طاووس است داغ سایه‌ی دیوار ما

چون رگ یاقوت موج ناله‌ی بلبل شود

گر به روی گلشنی خندد لب دلدار ما

دشت را فوّاره‌ی نورس شود هر گرد باد

چون دهد عرض تجلّی آتشین رخسار ما

پرتو حسن تو شد تا محفل افروز بهار

قبّه‌ی نور است یکسر شبنم گلزار ما

چهره‌ی گل می‌گشاید ناله‌ی ما بلبلان

نقش می‌بندد بهار از سایه‌ی منقار ما

مخزن اسرار معنی باشد آن میم دهن

نقطه‌ی خال لب او مرکز ادوار ما

بس که در آب و گل ما درد را نشو و نماست

خار پا گل می‌کند از گوشه‌ی دستار ما

بس که از هر جزء ما سرگشتگی گل کرده است

آتشین گرداب گردد لاله در گلزار ما

گر شویم از حرف او خاموش نورس نام او

چون نگین نقش است بر مهر لب اظهار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲به مجلس‌ها نظر کردیم اعیان و اهالی را
  2. شمارهٔ ۵۳تا لبالب ز می حسن تو شد شیشه‌ی ما
  3. شمارهٔ ۵۴عتاب و لطفت از ابروی مه رویان شود پیدا
  4. شمارهٔ ۵۵شب که پیچد عطر آن پیچیده کاکل در هوا
  5. شمارهٔ ۵۶بس که سهم درد غفلت ناتوان دارد مرا
  6. شمارهٔ ۵۷کباب شد جگر و گریه در گلوست مرا
  7. شمارهٔ ۵۸حمایل حلقه‌ی دام است این زیورپرستان را
  8. شمارهٔ ۵۹کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.