پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا

جلوه در شیشه‌ی دل داده پری خانه مرا

نیست در عالم تمثال ز آئینه اثر

کرده از خویش تماشای تو بیگانه مرا

از خیال خم ابروی تو چون شیفتگان

موج زد بال پری در دل دیوانه مرا

مدّ نظّاره شفق‌پوش شود چون رگ لعل

در تماشای عقیق لب جانانه مرا

مهر و مه برگ خزان دیده‌ی باغش باشد

در زمینی که کند نشو و نما دانه مرا

مژه چون مردمک از اشک شود آینه‌ساز

در نظربازی آن گوهر یک دانه مرا

نورس از عشق پریزاد ازل خواهد کرد

فارغ از هر دو جهان همت مردانه مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  2. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  3. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  4. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  5. شمارهٔ ۴۴ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
  6. شمارهٔ ۴۵به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
  7. شمارهٔ ۴۶بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا
  8. شمارهٔ ۴۷بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.