پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

حضور یک جهتان است عمر باقی ما

گل همیشه بهار است بی‌نفاقی ما

به اتفاق توان کامیاب عالم شد

خدا نصیب کند عیش اتفاقی ما

ز خرّمی دل هر رود را کنم خالی

اگر غم تو دهد تن به هم وثاقی ما

در این بهار می بی خمار مطلوب است

بس است یاد لب او شراب و ساقی ما

به شهد نکته‌ی نورس که در حقیقت نیست

مکیدن لب جانان به خوش مذاقی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  2. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  3. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
  4. شمارهٔ ۴۲ز خال عارضش گل می‌کند رفع حجاب اینجا
  5. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  6. شمارهٔ ۴۴ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
  7. شمارهٔ ۴۵به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
  8. شمارهٔ ۴۶بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.