پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا

گشاد ابرو تر از گل غنچه‌ی مشکل‌گشا بگشا

زند موج لطافت جدول چاک گریبانت

بیا طوفان کن ای گل پیرهن بند قبا بگشا

مبادا بر دلی آئینه‌ی حسنت گران آمد

برای خاطر من عقده از زلف دو تا بگشا

شهیدان امیدم را به یک نظّاره احیا کن

بخندان غنچه‌ی دل نرگس از خواب حیا بگشا

چرا باید که بار خاطر نازک خیالان شد

به مویی بسته‌ام دل از کمر تیغ جفا بگشا

نگه چون شاخ نرگس گل کند از دیدن چشمت

درِ باغ نظر از یک نگه بر روی ما بگشا

به خود بالد شکفتن غنچه را محو تبسم کن

چو صبح از خنده یک دم دفتر مهر و وفا بگشا

معمای دهانت جز مکیدن حل نمی‌سازد

بیا این عقده از کار دل ای شیرین ادا بگشا

نگارستان چین در دیده از یک جلوه انشا کن

رخ کار بهار از خانه‌ی مژگان ما بگشا

بر اندامت عرق گل کرده است از آتش داغم

به پهلویم نشستی سوختم بند قبا بگشا

به جز گرد تو گردیدن ندارد مطلبی نورس

ز روی دل به روی او درِ صد مدعا بگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانه‌ی خود را
  2. شمارهٔ ۴۴ز بس که آتش سودای او گداخت مرا
  3. شمارهٔ ۴۵به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان را
  4. شمارهٔ ۴۶بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مرا
  5. شمارهٔ ۴۷بود پهلونشین شمشیر شاه‌انداز دولت را
  6. شمارهٔ ۴۸از آن موی و میان بستم کمر افکار عالی را
  7. شمارهٔ ۴۹مده به سیل فنا خانه‌ی دل و دین را
  8. شمارهٔ ۵۰عقده‌ی دل گر شود تسبیح استغفار ما
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.