پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

نگهداشت چون خط دم حسن را

حیا گل بود شبنم حسن را

سواد نظر کردم آن لعل لب

نگین دان منم خاتم حسن را

عرق بر گلش چون نشیند ز شرم

مسیحا بود مریم حسن را

ز چاه ذَقَن داده دل چشم آب

ببین چشمه‌ی زمزم حسن را

از این رَم دلم نقش آرام بست

چه اُنسی است با جانِ رَم حسن را

به جان از ترازوی تیر نگاه

کشد زخم دل مرهم حسن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
  2. شمارهٔ ۳۵شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
  3. شمارهٔ ۳۶نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
  4. شمارهٔ ۳۷حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  5. شمارهٔ ۳۸کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
  6. شمارهٔ ۳۹از نی کلکش چو بر تارک رقم داریم ما
  7. شمارهٔ ۴۰به جوش گرمی بازار دیده‌ای خود را
  8. شمارهٔ ۴۱گره از جبهه واکن لب به حرف آشنا بگشا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.