پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را

به این صیقل توان بی زنگ کرد آئینه‌ی دل را

ز دام فتنه‌ی این خاک دلگیر از سبک دستی

وانی کوه را برداشت گر برداشتی دل را

برای مشت خاک از عالم جان چشم پوشیدی

چرا گرد آوری کردی چو طفلان مُهره گِل را

نقاب روی احسان حُسن همت را عیان سازد

که ریزد ریزش بی‌پرده آب روی سایل را

کجا دیوار از آئینه روشندل تواند شد

ز آگاهی نصیبی نیست هرگز جان غافل را

نباشد حُسن معنی را چو دل آئینه‌پردازی

شکستی چون تو سنگین دل ز گل نشناختی دل را

به تن بردارم از انکار حاسد خشک مغزی را

به موج بحر، تن در می‌دهد پهلوی ساحل را

رَهَت منزل نماید منزل خود راه پنداری

ز گمراهی تو چون نشناختی از راه منزل را

ندارد حاجت تذهیب نورس نسخه‌ی شعرت

به آرایش نباشد احتیاجی حسن کامل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
  2. شمارهٔ ۳۰که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را
  3. شمارهٔ ۳۱تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  4. شمارهٔ ۳۲نگهداشت چون خط دم حسن را
  5. شمارهٔ ۳۳نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
  6. شمارهٔ ۳۴تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
  7. شمارهٔ ۳۵شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
  8. شمارهٔ ۳۶نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.