پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما

چون شمع تن فدای زبان کرده‌ایم ما

گوهر شود چو قطره ز دریا جدا شود

خود را جدا ز خلق از آن کرده‌ایم ما

تا دیده از غبار خطش توتیا گرفت

ادراک لطف جوهر جان کرده‌ایم ما

تا درد پی برد به تن ناتوان ما

خود را به ناوک تو نشان کرده‌ایم ما

از عین اشتیاق چو شبنم در آفتاب

خود را به جلوه‌ی تو نهان کرده‌ایم ما

ما را به هیچ کار ندادند اختیار

کاری که گفته‌اند همان کرده‌ایم ما

تا بر دلیل عقلی ملّا گذشته‌ایم

نورس یقین خویش گمان کرده‌ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸بینم به پای او چو سر آفتاب را
  2. شمارهٔ ۲۹جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
  3. شمارهٔ ۳۰که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را
  4. شمارهٔ ۳۱تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  5. شمارهٔ ۳۲نگهداشت چون خط دم حسن را
  6. شمارهٔ ۳۳نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
  7. شمارهٔ ۳۴تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
  8. شمارهٔ ۳۵شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.