پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

گریه امداد کرده‌ایم تو را

شطّ بغداد کرده‌ایم تو را

از پی همدمی به درد فراق

ناله فریاد کرده‌ایم تو را

جان تو را داده‌ایم از غم یار

اشک ایجاد کرده‌ایم تو را

غیر یاد تو هیچ مجرا نیست

هر چه اِنفاد کرده‌ایم تو را

داغ غم سوخت جان ما چو تمام

نصف دل شاد کرده‌ایم تو را

خون طفل سرشک ریخته‌ای

غمزه جلاد کرده‌ایم تو را

اینکه دل داد دارد از دستت

عرض بیداد کرده‌ایم تو را

خون خود می‌خورد دل از غیرت

تا به جان یاد کرده‌ایم تو را

گرد از هستی‌ات برآوردیم

نورس آباد کرده‌ایم تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
  2. شمارهٔ ۲۸بینم به پای او چو سر آفتاب را
  3. شمارهٔ ۲۹جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را
  4. شمارهٔ ۳۰که بر شکست چو گل گوشه‌ی نقاب تو را
  5. شمارهٔ ۳۱تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  6. شمارهٔ ۳۲نگهداشت چون خط دم حسن را
  7. شمارهٔ ۳۳نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
  8. شمارهٔ ۳۴تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.