پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را

بی‌خود از کیفیت دیدار خود کن باده را

پنجه‌ی خورشید سازد خشت بالین زیر خاک

هر که دست از مهر گیرد مردم افتاده را

دست تاراج خزان کوتاه از سرو سهی است

شد تهی دستی حصار عافیت آزاده را

بی‌حضور اوقات خود را فوت‌کردن ابلهی است

زندگی چون مرگ باشد تن به غفلت‌داده را

از برای سجده‌اش در قبله‌ی افتادگی

بر زمین هر نقش پا محراب باشد جاده را

در کمین‌گاه ریا زاهد پی خونریز عام

نَطْع و ریگ خود شمارد سبحه و کباده را

گلشنش گلخن بهارش دی بهشتش دوزخ است

نورس از یار و دیار خویش دور افتاده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱تشریف صبح داد چو صدق و صفا مرا
  2. شمارهٔ ۳۲نگهداشت چون خط دم حسن را
  3. شمارهٔ ۳۳نصیب عمر ابد شد شهید جنگ تو را
  4. شمارهٔ ۳۴تا چهره‌گشا شد غم عشقم یرقان را
  5. شمارهٔ ۳۵شکوفه زد علم جلوه در گلستان‌ها
  6. شمارهٔ ۳۶نیست منظور نظر صهبای انگوری مرا
  7. شمارهٔ ۳۷حضور یک جهتان است عمر باقی ما
  8. شمارهٔ ۳۸کرده تا سلسله‌ی زلف تو دیوانه مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.