پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا

تخته شد دکّان لذت ریخت چون دندان مرا

بس که دارد یاد آن زلف دو پا پیچان مرا

کُنده بر پا می‌شود زنجیر در زندان مرا

کلک نقاش از شبیهم شاخ سنبل می‌شود

گر چنین دارد مشوّش طُره‌ی جانان مرا

بر محیط اشک من گردد حبابی آسمان

گر فشارد آستینی پنجه‌ی مژگان مرا

در چمن دور از گل خود غنچه‌ی هر لاله‌ای

شعله در جان می‌زند چون آتشین پیکان مرا

آستین بر من فشاند از چیره دستی‌های غیر

چاک جیب امروز می‌بوسد لب دامان مرا

در حبابی چون گشاید شور طوفان بال و پر

نیست جولانگاه همت عالم امکان مرا

خویش را هموار کردم نورس از فیض سخن

مست از دندانه‌ی سین سخن سوهان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  2. شمارهٔ ۲۲اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
  3. شمارهٔ ۲۳الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
  4. شمارهٔ ۲۴چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را
  5. شمارهٔ ۲۵گریه امداد کرده‌ایم تو را
  6. شمارهٔ ۲۶دایم ز حرف خویش زیان کرده‌ایم ما
  7. شمارهٔ ۲۷کشید از کلک مژگان خط نگارم نقش باطل را
  8. شمارهٔ ۲۸بینم به پای او چو سر آفتاب را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.