پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را

شوخی شرمش دهد بر شعله تمکین قطره را

در دل هر ذره بحر فیض طوفان کرده است

کمتر از دریا نبیند چشم حق بین قطره را

جوش اشکم یوسفستان از خیال حسن اوست

موج این دریا کند بتخانه‌ی چین قطره را

آب و آتش را به هم آمیخت شرم عارضش

شمع محجوبم دهد از شعله بالین قطره را

بر محیط خون دل جاری است فرمان سرشک

بحر در زیر نگین باشد چو موج این قطره را

گوهر و دریا تجلّی دارد از آئینه‌اش

قطره می‌بیند همین چشم غلط بین قطره را

چشم اگر داری گرانقدری مکن خود را سبک

گوهر شهوار کرد اقبال تمکین قطره را

آسمان‌ها در سویدای دلم دارِ مدار

شور چندین بحر می‌گنجد به ظرف این قطره را

روشن از نورس به هر محفل چراغ آبروست

می‌کند گوهر به همت بحر چندین قطره را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
  2. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
  3. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  4. شمارهٔ ۱۸ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
  5. شمارهٔ ۱۹نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
  6. شمارهٔ ۲۰بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
  7. شمارهٔ ۲۱دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  8. شمارهٔ ۲۲اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.