پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

پیموده باده نرگس مست سیاه را

داده‌ست آب عربده تیغ نگاه را

یکسو فکن نقاب رخ همچو ماه را

خورشید را ز مردمکم کن نگاه را

بهر حجاب خیره نگاهان به حکم ناز

داده است جانشینی برقع کلاه را

امشب جدا ز سنبل زلفش کشیده‌ام

در گوش ناله حلقه‌ی گیسوی آه را

تقصیر در گناه اگر ما نکرده‌ایم

دانسته‌ایم لطف تو امید گاه را

مفتون چشم و خال و خط و زلف و کاکلم

آماده‌ام هزار بلای سیاه را

نورس به برق شعله شب از آه آتشین

کردم سپند مجمر دل مهر و ماه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  2. شمارهٔ ۱۸ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
  3. شمارهٔ ۱۹نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
  4. شمارهٔ ۲۰بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
  5. شمارهٔ ۲۱دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  6. شمارهٔ ۲۲اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
  7. شمارهٔ ۲۳الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
  8. شمارهٔ ۲۴چهره‌ی پوش کرده‌ایم تو را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.