پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا

که ریزد جلوه‌ی اورنگ صد بتخانه در صحرا

به چشمم سایه‌ی گل کاکل آشفته می‌آمد

چو زد بر سنبل آن شمشاد بالا شانه در صحرا

ز بس رفتار او را حکم کیفیت بود جاری

ز نقش پای او پر می‌کنم پیمانه در صحرا

نگارین نو بهار من چو شمع جلوه افروزد

ز برگ گل کند انشا پر پروانه در صحرا

چو دارم ته نشان داغ، جامی از دل پر خون

به یاد لاله‌رویان می‌کشم پیمانه در صحرا

شود هر گردبادش آتشین فواره از آهم

چو خون شعله جوشد از دل دیوانه در صحرا

به نخجیر دل نورس مهیا کرده گل دامی

ز موج پیچ و تاب زلف صیّادانه در صحرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
  2. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  3. شمارهٔ ۱۸ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
  4. شمارهٔ ۱۹نعمت دندان بود پیرایه بخش خوان مرا
  5. شمارهٔ ۲۰بیفشان از سحاب چشم تر اشک ندامت را
  6. شمارهٔ ۲۱دل می‌مکد مداخل آن پشت پا مرا
  7. شمارهٔ ۲۲اول شب شد بَرَد ساقی لبالب جام را
  8. شمارهٔ ۲۳الهی رام الفت ساز این وحشی نگاهان را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.