پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۶

دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکب‌ها

تو هم از شعلهٔ آهی به دست آور دل شب‌ها

به مستی چون سهیل لعل آن مه بر فلک خندد

شرار آتش یاقوت می‌گردند کوکب‌ها

ز خاک راه او کز آب حیوان نقش پا دارد

لبالب از شراب زندگی شد جام مشرب‌ها

ندارد دیده‌ها گر آب مروارید نقصانی

چرا در موج خیز اختلاف افتاده مذهب‌ها

چو مژگان بختم از برگشتگی‌ها دیده‌ور گردد

دلم آیینهٔ اقبال سازد عکس مطلب‌ها

فروغی نیست با لفظی که بی‌جان باشد از معنی

ز شمع روح دارد پرتوی فانوس قالب‌ها

سخن گر شاهد حال سخنور می‌تواند شد

چرا قدرم نشد معلومِ این طفلان مکتب‌ها

بیا در غنچهٔ گلزارها نورس تماشا کن

که صد رنگین بهار آرزو، گل کرد از آن لب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  2. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  3. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  4. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  5. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  6. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  7. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  8. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.