پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۸

بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها

به کشتن رفت سیماب از قبول آرمیدن‌ها

ز گل گر مهد آسایش دهم ترتیب چون شبنم

برد از جا دلم را لذّتِ در خون تپیدن‌ها

به رنگ غنچه بی‌جا مدتی خون جگر خوردم

گل دامن ز خارستان دنیا داشت چیدن‌ها

خدنگ ناز آن بدخو مرا در دل ترازو شد

از این سو دست غیر آمادهٔ حسرت کشیدن‌ها

ز تمکین آب گوهر چهره‌پرداز صفا گردد

مکدّر خاطر سیل است از بی‌جا دویدن‌ها

من آن مشتاق دیدارم که از خون‌گرمی همّت

تجلّی کرد استقبال من در طور دیدن‌ها

نباشد دور اگر راه طلب طی کرده‌ام نورس

در آتش داشتم از جذبهٔ نعل رسیدن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  2. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  3. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  4. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  5. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  6. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
  7. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
  8. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.