پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۷

به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا

سرا پا در سخن پیچم چو گردد همزبان پیدا

ز بس دارم نهان دود دل و داغش پس از مردن

چو کاوی مشت خاکم را شود هفت آسمان پیدا

ز نقل بوسه‌ی او در دهان خلق افتادم

دو لب چون خورد بر هم گشت چندین داستان پیدا

سرافرازی کجا سرمایه‌ی افتادگی دارد

که رنگ صدر می‌گردد ز روی آستان پیدا

مرا مانع ز مقصد رقص آه و رفتن دل شد

هجوم رهزن است اینجا ز گرد کاروان پیدا

گرفت از بس که بر دل تنگ، چون بیم

به یک لب خنده می‌گردد مرا راز نهان پیدا

خدنگش دلنشین‌تر از رگ جان در تنم باشد

نشان زخم پیکان نیست قطعاً زین نشان پیدا

ز بس کز حسرت آن لعل گوهر بار کاهیدم

بود چون شیرماهی جوهرم از استخوان پیدا

نقاب از چهره‌ی معنی لباس لفظ بردارد

که این آئینه را سازد همین آئینه‌دان پیدا

تنعّم دایم از اقبال مهمان میزبان دارد

ولی نعمت شود در خانه چون مهمان شود پیدا

زند آتش به خشک و تر جهان را آه نومیدی

که گرد فتنه است از دامن آخر زمان پیدا

ببین مژگان اشک افشان دو چشم تر که نوری را

ز بام کعبه‌ی دل نیست غیر از ناودان پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  2. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  3. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  4. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  5. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  6. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  7. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
  8. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.