پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۹

رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما

پیدا از آب و آینه گردد رقیب ما

گل گل شکفت از سخن ما حبیب ما

جوش گل است زمزمه‌ی عندلیب ما

جان را به لب رساند و احیا به دم کند

جز شربت حیات نسازد طبیب ما

آیان تری ز نکهت گل در قبای آل

دل در لباس می‌بری ای جامه زیب ما

جانا چه دیده‌ای که نگیری دمی قرار

همچون نگه به غارت صبر و شکیب ما

عمری تتبّع خط یاقوت کرده‌ایم

تا قطعه‌ای ز لعل تو گردد نصیب ما

نقش گهر ز گرد یتیمی نشسته است

معنی وطن کند به خیال غریب ما

باید ز گوشمال جگر گوشه تربیت

آزاد چون کند ز غم اینجا ادیب ما

ترکیب ما چو صبحدم از مهر کرده‌اند

روشن شود زمانه ز تیغ لهیب ما

بر ساز چار تار تن ما نموده‌اند

ترکیب زیر و بم ز فراز و نشیب ما

نورس به خون دیده گل ما سرشته‌اند

بی غم دمی نزد دل آدم نصیب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
  2. شمارهٔ ۱۲بس که در آغوش خوبان جا بود پیدا مرا
  3. شمارهٔ ۱۳در عرق ماهش کند هم چشم پروین قطره را
  4. شمارهٔ ۱۴فرنگی نرگسی دارد مرا دیوانه در صحرا
  5. شمارهٔ ۱۵پیموده باده نرگس مست سیاه را
  6. شمارهٔ ۱۶برق حضور شد نفس آشنا مرا
  7. شمارهٔ ۱۷گرچه مهتاب است زور می کتان شیشه را
  8. شمارهٔ ۱۸ای غم اوراد کرده‌ایم تو را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.