پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲

الهی کیمیایی طور ده مشت گل ما را

نظرگاه تجلی کن سویدای دل ما را

ز برق آه عالم‌سوز، شمع ناله روشن کن

به بال شعله پرواز سمندر ده دل ما را

نمک‌پرورده شور قیامت کن لب زخمم

ز خون سیراب جرأت ساز تیغ قاتل ما را

چه حسن عالم‌افروزی است کز یک

مه و خورشید شد پروانه شمع محفل ما را

نمی‌فهمد زبان عقده‌ی دل ناخن داغم

الهی خنجر نازش کند حل مشکل ما را

اگر در وادی مجنون گذار ناقه‌ام افتد

دهد لیلی جرس از غنچه‌ی دل محمل ما را

نمی‌دانم چه کرد این آتشین خنجر، همی دانم

که رقص شعله‌ی جوّاله باشد بسمل ما را

شکایت کم کن از موج خطر نورس در این دریا

که هر نقش قدم گرداب باشد ساحل ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود را
  2. شمارهٔ ۵یک شرر باشد تجلّی شعله‌ی طور مرا
  3. شمارهٔ ۶دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکب‌ها
  4. شمارهٔ ۷به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا
  5. شمارهٔ ۸بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  6. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  7. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
  8. شمارهٔ ۱۱زهی پیمانه‌ی صهبای شوقت کاسه‌ی سرها
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.