پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۱

طراز اسم اعظم داشت چون خاتم سلیمان را

ز بسم الله داد اکلیل کلکم فرق دیوان را

از این اسم است آرایش جمال شاهد دین را

از این نام است طغرای حقیقت حکم ایمان را

از این مدّ است زلف عنبرین لیلای راحت را

از این نقش است مشکین ابروان رخسار قرآن را

از این اسم است ترکیب وجود افلاک و انجم را

از این نام است ترتیب نظام اجزای امکان را

از این پرگار باشد نقطه‌ی ایجاد را هستی

از این جدول بود موج رسایی بحر احسان را

همین ترکیب می‌سازد مزاج حق‌پرستی را

همین معجون دوای جان بود بیمار عصیان را

چو اعجاز لب جان‌بخش عیسی هر دم از فیضش

ببین نام خدا زیر نگینم عالم جان را

از این کُحل‌الجواهر چشم دارم نور بینایی

چو نورس کرده‌ام روشن سواد حق عرفان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳بفکند سایه از خط به سر آن عذار ما را
  2. شمارهٔ ۴چو چشم دلبران دیدم بنای خانه خود را
  3. شمارهٔ ۵یک شرر باشد تجلّی شعله‌ی طور مرا
  4. شمارهٔ ۶دل شب‌ها ز سودای تو سوزد داغ کوکب‌ها
  5. شمارهٔ ۷به رنگ خامه تا شق کرده‌ام در استخوان پیدا
  6. شمارهٔ ۸بود مدّ حیات عاشقان موج تپیدن‌ها
  7. شمارهٔ ۹رو می‌دهد به صاف دلان دلفریب ما
  8. شمارهٔ ۱۰گل مهرست صبح نو بهار آشنایی را
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.