پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی

نورس دماوندی

غزلیات

۴۸۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند
  3. شمارهٔ ۲۴۳ تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ به نشأه همچو شراب رسیده می آید
  5. شمارهٔ ۲۴۵ تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ آن صنم تا به ما مصاحب شد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  10. شمارهٔ ۲۵۰ هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
  11. شمارهٔ ۲۵۱ دست نازی که بر کمر دارد
  12. شمارهٔ ۲۵۲ اگر نیکان روش بد می نمایند
  13. شمارهٔ ۲۵۳ ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ نقد کم سرمایه ی سودا نشد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد
  16. شمارهٔ ۲۵۶ زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود
  19. شمارهٔ ۲۵۹ آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ چتر مژگان سیاهش نگرید
  22. شمارهٔ ۲۶۲ قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید
  23. شمارهٔ ۲۶۳ دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید
  24. شمارهٔ ۲۶۴ دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود
  26. شمارهٔ ۲۶۶ خالی که به لعل یار باشد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند
  28. شمارهٔ ۲۶۸ چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماند
  30. شمارهٔ ۲۷۰ تا پا ز چشمخانه ام آن سیم بر کشید
  31. شمارهٔ ۲۷۱ به سروش گردلی سودا ندارد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ بی رنگ شد گل تو از آن رو که چیده شد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ یار از دست نگارین مژه ام را تر کرد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ زهی عتاب تو از شربت حیات الذ
  36. شمارهٔ ۲۷۶ مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر
  37. شمارهٔ ۲۷۷ ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهار
  38. شمارهٔ ۲۷۸ ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌تر
  39. شمارهٔ ۲۷۹ نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار
  40. شمارهٔ ۲۸۰ کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار
  41. شمارهٔ ۲۸۱ دست پیچ غیر دیدم طره ای چون شست یار
  42. شمارهٔ ۲۸۲ بهشت کرده ای از نوبهار باغ نظر
  43. شمارهٔ ۲۸۳ بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر
  44. شمارهٔ ۲۸۴ عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر
  45. شمارهٔ ۲۸۵ در چمن چون شد ز هستی با خبر
  46. شمارهٔ ۲۸۶ سرو بالای تو را سایه نشین است بهار
  47. شمارهٔ ۲۸۷ منظور سرکشی است به میخانه در بهار
  48. شمارهٔ ۲۸۸ منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر
  49. شمارهٔ ۲۸۹ به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر
  50. شمارهٔ ۲۹۰ بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر
  51. شمارهٔ ۲۹۱ باز می گردد دکان دل به بازار کمر
  52. شمارهٔ ۲۹۲ گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
  53. شمارهٔ ۲۹۳ داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
  54. شمارهٔ ۲۹۴ دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر
  55. شمارهٔ ۲۹۵ فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر
  56. شمارهٔ ۲۹۶ نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
  57. شمارهٔ ۲۹۷ تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
  58. شمارهٔ ۲۹۸ زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
  59. شمارهٔ ۲۹۹ هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
  60. شمارهٔ ۳۰۰ بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز

متن اشعار به نقل از گنجور.