پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

چتر مژگان سیاهش نگرید

دست تاراج نگاهش نگرید

ظلمت و نور مصاحب شده اید

خط ورخسار چو ماهش نگرید

مهر طالع شده از برج جمل

عارض و طرف کلاهش نگرید

همچو شمعم رگ جان می سوزد

برق شمشیر نگاهش نگرید

شاهد آیینه گرفتار خود است

جوهر شعله ی آهش نگرید

داغ حرمان سویدای دلم

خال خورشید پناهش نگرید

نورس از خط اثری پیدا شد

حُسن را گرد سیاهش نگرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید
  2. شمارهٔ ۲۶۴دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد
  3. شمارهٔ ۲۶۵هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود
  4. شمارهٔ ۲۶۶خالی که به لعل یار باشد
  5. شمارهٔ ۲۶۷در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند
  6. شمارهٔ ۲۶۸چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد
  7. شمارهٔ ۲۶۹ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماند
  8. شمارهٔ ۲۷۰تا پا ز چشمخانه ام آن سیم بر کشید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.