پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد

اول از سر پنجه ی اندیشه گیرایی کشد

دست و پا آسودگان خاک هم گم می کنند

بر زمین چون دامن زلف چلیپا می کشد

صبح و خورشید و شفق یک جا مصور می شوند

چون بلورین ساغر می ماه تر سایی کشد

سایه ی سروش ریاضی را که بردارد زخاک

ریشه ی خار از زمین گردن به رعنایی کشد

با سبک روحی مجرد از علایق هر که شد

همچو عیسی مهد خود بر چرخ مینایی کشد

می پرستان راست کیل جرم پیما جام می

غافل آخر تا چها از باده پیمایی کشد

هر که سازد با تکبر جمع مکر و حیله را

همچو ابلیس آخر کارش به رسوایی کشد

هر که پوشد چشم بینش را زحسن مردمی

میل مژگانش قلم بر خط مینایی کشد

نورس از پیرایه ی تشریف فطرت در لباس

کی ز استغنای دونان ناز دارایی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید
  2. شمارهٔ ۲۶۳دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید
  3. شمارهٔ ۲۶۴دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد
  4. شمارهٔ ۲۶۵هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود
  5. شمارهٔ ۲۶۶خالی که به لعل یار باشد
  6. شمارهٔ ۲۶۷در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند
  7. شمارهٔ ۲۶۸چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد
  8. شمارهٔ ۲۶۹ز شوخی چون نگه تمکینش از جولان نمی ماند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.