پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد

غنچه اش فریاد بلبل در ترازو می کشد

حُسن خود سنجد بهار از سایه سروش به خاک

نقش پا از جلوه اش گل در ترازو می کشد

نی همین من می کشم نازش به میزان نیاز

نرگس مستش تغافل در ترازو می کشد

مو به مویش را به میزان نظر سنجیده ام

چین ابرویش تطاول در ترازو می کشد

چیده بر خود بیشتر ازحلقه تا زلف دو تا

خود فروش من تجمل در ترازو می کشد

سرکشم را سر فرود آوردنش بی وجه نیست

شرم را سنجیده کاکل در ترازو می کشد

کی به من از سرکشی ها می دهد پیمانه را

می فروشم چون نگه مل در ترازو می کشد

بس که نقش مشتری می سنجد از سودای حسن

نوگام تصویر بلبل در ترازو می کشد

می فروشد گر چه شفتالو به من با برگ خط

بوسه ی لعلش تعلل در ترازو می کشد

بس که چون شاهین دهد میلش به هر سو موج اشک

روز سیلاب مرا مل در ترازو می کشد

جان ندارد آنقدر وزنی که سازم پیش کش

نورس آن دلکش تقبل در ترازو می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱چتر مژگان سیاهش نگرید
  2. شمارهٔ ۲۶۲قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید
  3. شمارهٔ ۲۶۳دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید
  4. شمارهٔ ۲۶۴دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد
  5. شمارهٔ ۲۶۵هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود
  6. شمارهٔ ۲۶۶خالی که به لعل یار باشد
  7. شمارهٔ ۲۶۷در هر سری زعشقش سودا نمی نشیند
  8. شمارهٔ ۲۶۸چو منظور من آن رخساره ی پر نور می گردد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.