پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار

بیضه ی خورشید ماند همچو اخگر درغبار

اشک من چون مهره ی گل درنظر جولان کند

بس که پنهان شد دلم تا دیده ی تر در غبار

آستین بر خاطر افشاند چو یاد طره اش

محشری گردد مرا هر سو مصور در غبار

بس که گرد رشک از او فردوس دارد بر جبین

همچو لعل نوخطان پیچید کوثر در غبار

نامه ی گرد هلال خویش تا انشا کنم

بیستون تمکین شود بال کبوتر درغبار

از دلم گرد کدورت چون فلک پیما شود

می شود چون دانه ی تبسیح اختر در غبار

صافدل را کی مکدر گرد کلفت می کند

از صفا زایل نگردد حسن گوهر در غبار

پیش راه ناله ی من سد اسکندر شود

گر چنین آیینه ی دل می کشد سر در غبار

بس که طوفان می کند نورس ز خاطر گرد غم

چون صدا در سرمه آهم کرد لنگر در غبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر
  2. شمارهٔ ۲۹۵فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر
  3. شمارهٔ ۲۹۶نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
  4. شمارهٔ ۲۹۷تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
  5. شمارهٔ ۲۹۸زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
  6. شمارهٔ ۲۹۹هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
  7. شمارهٔ ۳۰۰بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز
  8. شمارهٔ ۳۰۱ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.