پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز

از نگه مژگان رسا تر گشت در آداب ناز

بس که موج عشوه ی طوفان نگاهش می زند

کشتی ام چون مردمک افتاده در گرداب ناز

طایر جان بال بر هم زد چو زد مژگان به هم

ریخت خون عالمی چشمش به استصواب ناز

هر نگاهش حل مشکل عقده ی امید را

هر سر مویش چو مژگان فاتح ابواب ناز

دود آهم سرمه ی چشم تغافل می کند

ناله ام را کرده است افسانه بهر خواب ناز

بهر صید ماهی دل با کمند دام زلف

کرده از مژگان مهیا نرگسش قلاب ناز

تا که گیرد ارتفاع آفتاب عارضش

دل به کف از خال آن لب دارد اُصطرلاب ناز

همچو دل نورس ز سحر تازه ی انشای لطف

از خط و خالش کند آیینه استکتاب ناز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
  2. شمارهٔ ۳۰۳لبکی را مکیده ام که مپرس
  3. شمارهٔ ۳۰۴فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
  4. شمارهٔ ۳۰۵می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  5. شمارهٔ ۳۰۶سنگلاخی بریده ام که مپرس
  6. شمارهٔ ۳۰۷ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  7. شمارهٔ ۳۰۸مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
  8. شمارهٔ ۳۰۹از شرم برق آهم گر آب گردد آتش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.