پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز

دیدم از طوفان حسنش حلقه ی گرداب سبز

از خیال ماه رخسارش دلم گل گل شکفت

این گل خود رو شود در سایه ی مهتاب سبز

تا به خواب آمد قماش سبزه ی خطش مرا

همچو مخمل در سواد دیده ام شد خواب سبز

نیست سر سبزی ز زهر ناز ابروی تو را

قبله ی من و سمه سازد طاق این محراب سبز

امشب از فیض بناگوشت به صد نشو و نما

چون صدف شد از زمین خانه ام مهتاب سبز

صحبت روشن دلان خضر ره گفتار ماست

نطق را طوطی کند آیینه در هر باب سبز

چشم دامم آب مروارید حرمان آورد

در دل بحری که شد چون دانه ام قلاب سبز

نیست سر سبزی زاسباب جهان نورس مرا

می تواند شد کسی در عالم اسباب سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
  2. شمارهٔ ۳۰۲برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
  3. شمارهٔ ۳۰۳لبکی را مکیده ام که مپرس
  4. شمارهٔ ۳۰۴فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
  5. شمارهٔ ۳۰۵می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  6. شمارهٔ ۳۰۶سنگلاخی بریده ام که مپرس
  7. شمارهٔ ۳۰۷ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  8. شمارهٔ ۳۰۸مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.