پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر

جام نور مهر از آیینه شد سرشار تر

گوهر لطف سخن را بینم از لعل لبش

از عرق بر چهره ی محجوب خوش رفتار تر

این بنا از عالم آب است بر پا چون حباب

چشم می گون تو را مستی کند هشیارتر

برقع افکن گر بر آیی دل به دست آری مرا

ای که هستی از دل گم گشته کم دیدار تر

نقطه دور از خط ندارد از قبول دل رقم

گشته از خط نقطه ی خال توخوش پرگار تر

سلک گوهر شد مرا نال قلم تا دیده ام

کلک نواب وحید از ابر گوهر بارتر

دل کجا نورس تواند جست از دامش که هست

تیغ ناز از چشم و از مژگان نگه خونخوارتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر
  2. شمارهٔ ۲۹۶نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
  3. شمارهٔ ۲۹۷تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
  4. شمارهٔ ۲۹۸زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
  5. شمارهٔ ۲۹۹هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
  6. شمارهٔ ۳۰۰بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز
  7. شمارهٔ ۳۰۱ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
  8. شمارهٔ ۳۰۲برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.