پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۴

دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر

چشم داغم باشد از بخت نگه بیدارتر

ترک این دور است از تاجیک چون پرکارتر

ترک چشم از دزد خالش دیده ام عیار تر

تیغ بازد گر نیارد جوهر کاری به دست

از غلاف آستان خود بود بیکارتر

چشم پوشیدن ز رسم همرهی با خصم خویش

بر من از راه تن آسایی بود دشوارتر

هر که را از راه عزت می کشم سر بر فلک

خواهد از خاک ره و از خار راهم خوارتر

دست فرسود حوادث همچو موم و مرهم است

هر که من دیده ام از خلق کم آزارتر

هر که او خالی سرآمد خویش را در هوش دید

باشد از پیمانه ی داغ جنون سرشار تر

می کند رو بیشتر دنیا به ارباب وقوف

رو زند ابلیس بیند هر که را دین دار تر

در مرصع غوطه ور آهن دلانش می کنند

هر که از شمشیر و از خنجر بود خونخوار تر

هر که پاس اهل بینش را نمی دارد نگاه

هست در چشم از غبار دیده بی مقدار تر

جا به دل نورس چو حرف سخت بی جا کرده است

هر که از سوهان روح افتاده ناهموار تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۶نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
  2. شمارهٔ ۲۹۷تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
  3. شمارهٔ ۲۹۸زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
  4. شمارهٔ ۲۹۹هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
  5. شمارهٔ ۳۰۰بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز
  6. شمارهٔ ۳۰۱ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
  7. شمارهٔ ۳۰۲برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
  8. شمارهٔ ۳۰۳لبکی را مکیده ام که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.