پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز

خاکت کند زسبزه و گل آب سرخ و سبز

بی مدح آل قابل هر هفت دوزخ است

واعظ که کرده منبر و محراب سرخ و سبز

از روی نو خط تو چو نارنج برگ دار

گردیده آفتاب جهان تاب سرخ و سبز

در بحر همچو قدس و قزح از خط لبش

آید به دیده حلقه ی گرداب سرخ و سبز

امشب که مه ز روی تو رنگین خجالت است

چون ابری شفق شده مهتاب سرخ و سبز

چون چله ی کمان شده از لعل نوخطش

مد نظاره تا به رگ خواب سرخ و سبز

نورس ز لعل تازه خطش در سواد چشم

شد مردمک چو غنچه ی سیراب سرخ و سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹هاله ی خطش چو گردید از گل سیراب سبز
  2. شمارهٔ ۳۰۰بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب ناز
  3. شمارهٔ ۳۰۱ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
  4. شمارهٔ ۳۰۲برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
  5. شمارهٔ ۳۰۳لبکی را مکیده ام که مپرس
  6. شمارهٔ ۳۰۴فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
  7. شمارهٔ ۳۰۵می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  8. شمارهٔ ۳۰۶سنگلاخی بریده ام که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.