پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

منظور سرکشی است به میخانه در بهار

نرگس به سر زند گل پیمانه در بهار

آن شاخ گل شکفته گر آید به دیدنم

لبریز گل چو غنچه کنم خانه در بهار

شد عقده های خاطرم از خط یکی هزار

خرمن رقم زند قلم دانه در بهار

در نوبهار خط تو خندیده داغ دل

دارد شکفتگی گل پیمانه در بهار

تا کوچه باغ زلف تو غمخانه ی دلم

برده است سیل جلوه ی مستانه در بهار

وا می شود مرا دل آشفته از خطش

سنبل به زلف خویش زند شانه در بهار

شب تا سحر پیاله ی شبنم چو چشم تر

در زیر خرقه گل زده رندانه در بهار

کاکل شکفت خاطرم از سنبل خطش

گل کرد شورش دل دیوانه در بهار

تکلیف در بهشت چو زحمت بود حرام

دیوانگی است مشرب فرزانه در بهار

نورس به ذکر دوست چو مجنون....طلب

لیلی نگار ساخته کاشانه در بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر
  2. شمارهٔ ۲۹۰بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر
  3. شمارهٔ ۲۹۱باز می گردد دکان دل به بازار کمر
  4. شمارهٔ ۲۹۲گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
  5. شمارهٔ ۲۹۳داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
  6. شمارهٔ ۲۹۴دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر
  7. شمارهٔ ۲۹۵فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر
  8. شمارهٔ ۲۹۶نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.