پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر

زبانی در مدار خنجر جلاد از آن خوشتر

به دادم می رسد اما بود بیداد از آن خوشتر

اگر این است دلجویی دل ناشاد از آن خوشتر

شکیبم بر سر ناز آرد افغانم کند رامش

خموشی کامیاب افتاده و فریاد از آن خوشتر

اگر سرو چمن بالیده از تشبیه بالایش

به زلفش دستگاه شانه ی شمشماد از آن خوشتر

چو شمع از اشک و آه عارضی هر چند خوشنودم

به رنگ لاله باشد داغ مادر زاد از آن خوشتر

به دام ننگ ناز قاتل صید حسرت گشته نخجیرم

خوش است آزادی و بی رحمی صیاد از آن خوشتر

اگر از جاه دنیا عالمی را کرده ای خوشدل

ای این دام بلا گر دل شود آزاد از آن خوشتر

هنرور بیش شاهان را ز ملک خود به کار آید

خوش است اقبال شاهی شان استعداد از آن خوشتر

دل خرم سواد هند را زیر نگین دارد

ز هر آباده ای نورس دل آباد از آن خوشتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱باز می گردد دکان دل به بازار کمر
  2. شمارهٔ ۲۹۲گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
  3. شمارهٔ ۲۹۳داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
  4. شمارهٔ ۲۹۴دود آهم شد به لب از برق آتشبارتر
  5. شمارهٔ ۲۹۵فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشتر
  6. شمارهٔ ۲۹۶نازک اندامی که دارد پنجه در خون بهار
  7. شمارهٔ ۲۹۷تا می کنی خانه زهر باب سرخ و سبز
  8. شمارهٔ ۲۹۸زعجز من لب لعل تو طرح کرد اعجاز
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.