پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد

قرمز خون دلم لعل بتان را رنگ کرد

از شکست خاطر ما این قدر غافل مباش

باطن این شیشه ی پرخون دلت را سنگ کرد

گردش پرگار می سازد حصاری نقطه را

عرصه بر موی میان آغوش شوقم تنگ کرد

طفل اشکم تا به رقص آورد ساز جلوه ات

رود مژگان مرا هم چشم تار چنگ کرد

شوخی یادنگاهی می زند پر در دلم

شیشه ام دام پری آن چشم پر نیرنگ کرد

بوسه مصلح شد چو استغنا دم از پرخاش زد

لعل او گفتم نماید صلح نازش جنگ کرد

دیده و دل سوخت از تاب نگاه گرم یار

بحر خاکستر نشین این آتش بی رنگ کرد

بست محمل تا به طوف کعبه ی کویش دلم

کاروان اشک و آهم ناله پیش آهنگ کرد

چون رگ گل می نماید خار مژگان مرا

از شراب ارغوانی چاره تا گلرنگ کرد

شوق چون طومار تا پیچید بر هم جاده را

خاک نقش پای من در کاسه ی فرسنگ کرد

شاهد ابراهیم ادهم بر ثبوت مدعاست

همت سرشار ترک افسر و اورنگ کرد

رام نورس تا غزال ای غزل تنها نمود

بر رم آهو بیابان را ز شوخی تنگ کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  2. شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  3. شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
  4. شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد
  5. شمارهٔ ۲۵۲اگر نیکان روش بد می نمایند
  6. شمارهٔ ۲۵۳ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد
  7. شمارهٔ ۲۵۴نقد کم سرمایه ی سودا نشد
  8. شمارهٔ ۲۵۵دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.