پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد

زمین چون آسمان کشتی درآب گوهر اندازد

زطوفان حیا شبنم نگار آن سنبل خط شد

گهر دریای حسن او به موج عنبر اندازد

سرشکم قبه ی نوری است از مهر رخش ز آن رو

ز چشمم تا قیامت آفتاب انور اندازد

دلم از عنبرین مویی نفس در نافه می پیچد

که در بزم از لبش اشکم شکر در مجمر اندازد

چنان آشوب عشقش سر به طوفان داده اجزایم

که عکسم شورش دریا در آب گوهر اندازد

ز تاب آن میان در تنگنای سینه هر ساعت

چو گردون ناله ام پیچش به ناف اختر اندازد

به غیر از دل که دارد بال پرواز محبت را

به قاف عشق اگر سیمرغ می آید پراندازد

چو قطب از گردش خود باز این هفت آسیا ماند

به گردون سایه کوه غمم گر لنگر اندازد

ز بس داغ غمش در شعله می پیچد مرا نورس

رگم چون تار شمع آتش به جان نشتر اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد
  2. شمارهٔ ۲۵۶زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد
  3. شمارهٔ ۲۵۷ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد
  4. شمارهٔ ۲۵۸شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود
  5. شمارهٔ ۲۵۹آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد
  6. شمارهٔ ۲۶۰تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد
  7. شمارهٔ ۲۶۱چتر مژگان سیاهش نگرید
  8. شمارهٔ ۲۶۲قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.