پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد

شکفته انجمنی همچو من که دارد یاد

قماش سینه ز جیب مشکبش گل کرد

بهار یاسمنی همچو من که دارد یاد

بود چو خواب فراموش لطف آب گهر

لطافت بدنی همچو من که دارد یاد

چراغ دیده شد از حرف نکهتش روشن

حدیث پیرهنی همچو من که دارد یاد

شبیه آن نتواند کشید غنچه ی گل

تبسم دهنی همچو من که دارد یاد

فتاده است در این بقعه خوش خلف زاهد

بتی و برهمنی همچو من که دارد یاد

ز حرف آن دهنم نیست هیچ در خاطر

حکایت از دهن همچو من که دارد یاد

به بوته ی نگه از داغ امتحانم سوخت

اسیر ممتحنی همچو من که دارد یاد

چنین که بر سر هر حرف او سخن دارم

سوار بر سخنی همچو من که دارد یاد

فروغ از نفسم شمع آفتاب گرفت

چراغ انجمنی همچو من که دارد یاد

به شأن طوطی کلک سخنور نورس

نی شکر شکنی همچو من که دارد یاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹آن گل از کاکل چو سنبل در ترازو می کشد
  2. شمارهٔ ۲۶۰تا مصور طره ی آن ترک یغمایی کشد
  3. شمارهٔ ۲۶۱چتر مژگان سیاهش نگرید
  4. شمارهٔ ۲۶۲قماش حسن تو چون طرح بود و تار کشید
  5. شمارهٔ ۲۶۳دل گوهر اسرار چه بندد چه گشاید
  6. شمارهٔ ۲۶۴دل زصهبای خیالش مست شد هشیار شد
  7. شمارهٔ ۲۶۵هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شود
  8. شمارهٔ ۲۶۶خالی که به لعل یار باشد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.