پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

نقش است چون خط یار بر روی کار آید

عیش دگر توان کرد چون نوبهار آید

مد رسایی آه از خشم سرمه سای است

ز آنرو ستاره اشک دنباله دار آید

چو موج ناله دارد از بس به داغ پیوند

آهم زهند دوری طاووس وار آید

هر ذره ای ز خاکم پروانه ساز گردد

یک شب چو شمع یارم گر بر مزار آید

در بر چه می خرامد بهتر که بر در آید

در دل برم کند سیر تا از شکار آید

مجموعه ی نیاز است صندوق سر ناز است

پاس دلم نگه دار شاید به کار آید

سمبوسه ای ز لب داد تیغ نگاهش آخر

حلوا نفیس پختن از ذوالفقار آید

معدود کس نگردد جنسی که شد فراوان

ما را لطایف فکر کی در شمار آید

یا رب تو روزی ام کن شب ها وصال جانان

عمر دوباره ی ماست شب گرد و بار آید

گردند اهل معنی غرق محیط گوهر

یک دم سفینه ی ما گر در کنار آید

چو نخلبند تمکین کردی زنار هر بار

نخل مراد نورس تا کی به بار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد
  2. شمارهٔ ۲۵۲اگر نیکان روش بد می نمایند
  3. شمارهٔ ۲۵۳ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد
  4. شمارهٔ ۲۵۴نقد کم سرمایه ی سودا نشد
  5. شمارهٔ ۲۵۵دگر از تاب دردم ناله در تاثیر می پیچد
  6. شمارهٔ ۲۵۶زهمت کی مرا شهباز مرغ آرام می گیرد
  7. شمارهٔ ۲۵۷ز نو خطان چمن همچو من که دارد یاد
  8. شمارهٔ ۲۵۸شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.