پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد

در کفم آیینه را چون نبض جوهر می طپد

بس که باشد از جدایی های خونم بی قرار

همچو ماهی در کف جلاد خنجر می طپد

در هوای خاک پاک آن بهشت آرزو

همچو بال مرغ بسمل موج کوثر می طپد

بس که شد بی لعل می گون تو مست اضطراب

همچو دل در سینه ام بر دست ساغر می طپد

تا نویسم شرح درد بی قراری ها چو موج

بر جبین صفحه چین نقش مسطر می طپد

در طریق جستجویش بس که دارم اضطراب

نقش پای من به راه از دل فزون تر می طپد

خسروان را نورس از یاد دل بی تاب من

همچو ابلق بر سر شوریده افسر می طپد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷آن صنم تا به ما مصاحب شد
  2. شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  3. شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  4. شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
  5. شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد
  6. شمارهٔ ۲۵۲اگر نیکان روش بد می نمایند
  7. شمارهٔ ۲۵۳ز روی حرف خود چون ماه من برقع براندازد
  8. شمارهٔ ۲۵۴نقد کم سرمایه ی سودا نشد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.