پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر

سیلی صرصر چراغم کرده روشن بیشتر

گل ز مژگان ترم جوشد زگلشن بیشتر

دانه دارد خوشه ی آهم ز خرمن بیشتر

چوب نرمی هاست هستی را حصار عافیت

پایدری رنگ را باشد ز روغن بیشتر

ترک سر بر تارک من زد گل نشو و نما

سر بریدن شمع را افروخت گردن بیشتر

بی قلم که صفحه ها پوشند تشریف رقم

دستگاه این آستین دارد ز دامن بیشتر

مانع نور حضور از خلوت دل دیده شد

تیر کی این خانه را گردد ز روزن بیشتر

در وطن روشندلان را نیست رنگ آبرو

خاک بر فرق گهر باشد ز سوزن بیشتر

از تعلق داد آزادی مرا سرگشتی

سنگ می گردد سبک سیر از فلاخن بیشتر

در جهان سوزی است با ظالم چو شد همدم خبیث

باشد آتش را خروج از سنگ و آهن بیشتر

بیشتر گردد پرستاری چو سنگین شد مریض

در جهان زین رو نشیند نقش کودن بیشتر

دانه را افتادگی ها می کند رایت بلند

در سرافرازی علم گردد فروتن بیشتر

نورس افزون از مداوا در دهن گردیده است

زخم بر تن دارم از بالای جوشن بیشتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶سرو بالای تو را سایه نشین است بهار
  2. شمارهٔ ۲۸۷منظور سرکشی است به میخانه در بهار
  3. شمارهٔ ۲۸۸منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر
  4. شمارهٔ ۲۸۹به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر
  5. شمارهٔ ۲۹۰بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر
  6. شمارهٔ ۲۹۱باز می گردد دکان دل به بازار کمر
  7. شمارهٔ ۲۹۲گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
  8. شمارهٔ ۲۹۳داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارتر
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.