پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر

ندارد طفل خست جز گرفتن دایه ای دیگر

به چشم اهل دین دنیا و مافیها نمی آید

بجز خست ندارد اهل دنیا مایه ای دیگر

ز راه بی حجابی گل ز چشم آب و رنگ افتد

حیا در پرده باشد حسن را پیرایه ای دیگر

کباب از آفتاب عارضت نظاره ای دارم

دلم را چتر آن کاکل بود سرمایه ای دیگر

بهار تازه ی خط صفحه ی گلزار حسنت را

رعونت سایه سرو تو را همسایه ای دیگر

چو نخلی را ثمر شد دسترس فیض دگر دارد

رسایی جلوه ی ناز تو را سرمایه ای دیگر

به طاق ابروی مردانه ات ساغر زند نورس

که باشد مصحف رخسار را خط آیه ای دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵در چمن چون شد ز هستی با خبر
  2. شمارهٔ ۲۸۶سرو بالای تو را سایه نشین است بهار
  3. شمارهٔ ۲۸۷منظور سرکشی است به میخانه در بهار
  4. شمارهٔ ۲۸۸منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر
  5. شمارهٔ ۲۸۹به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر
  6. شمارهٔ ۲۹۰بوسه بار از خط شود آن لعل خندان بیشتر
  7. شمارهٔ ۲۹۱باز می گردد دکان دل به بازار کمر
  8. شمارهٔ ۲۹۲گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غبار
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.