پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد

چون رگ ماهی زنی خون سمندر می چکد

لعل آتش رنگ او موج لطافت می زند

از کف خاکستر من آب گوهر می چکد

بس که دارد چون پری در شیشه شور رستخیز

گر فشارم غنچه ی دل خون محشر می چکد

تافرستم شعله ی آهی به سیر آسمان

چون عرق از چهره ی افلاک اختر می چکد

گر دم از صهبای لعل آن بهشتی رو زند

از رگ مژگان غیرت خون کوثر می چکد

تا نویسم نامه ای ز آتش زبانی های دل

اخگر حل کرده از بال کبوتر می چکد

گل فروز باده نورس تا سهیل لعل اوست

آبروی نشاه از سیمای ساغر می چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
  2. شمارهٔ ۲۴۶اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد
  3. شمارهٔ ۲۴۷آن صنم تا به ما مصاحب شد
  4. شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  5. شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  6. شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
  7. شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد
  8. شمارهٔ ۲۵۲اگر نیکان روش بد می نمایند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.