پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

نه قبه ی سپهر به یک غمزه شق کند

از رویش آفتاب قیامت عرق کند

از تیغ ناز سینه ی نظاره شق کند

آیینه از حیای نگاهش عرق کند

هر دم ز داغ خیره نگاهان در آتشم

ای کاش غمزه ی تو هوس را نسق کند

آب حیات تیغ تو از سر مرا گذشت

لطف آن قدر خوش است که سد رمق کند

بر داغ دل دو شاهد عدلند چشم تر

مضمون هر سند سخن از ماصدق کند

ناخن چو می زند به دل پاره پاره ام

می داند آنچنان که گلی را ورق کند

از بر حدیث تیغ توامید خوانده است

دل تا کدام روز روان این سبق کند

بی گفتگو به دار سزاوار می شود

هر کس در این زمانه ادا حرف حق کند

جز حرف عشق بر ورق اعتبار نیست

کلک قضا چو پرده ی پندار شق کند

دایم به خون تر است لب نانم از فلک

این ماه نو همیشه ظهور از شفق کند

نورس ز بحر طبع چو غواص هر نفس

تا چشم باز کرده گهر در طبق کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید
  2. شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
  3. شمارهٔ ۲۴۶اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد
  4. شمارهٔ ۲۴۷آن صنم تا به ما مصاحب شد
  5. شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  6. شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  7. شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
  8. شمارهٔ ۲۵۱دست نازی که بر کمر دارد
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.