پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

از لبم تا موج خیز ناله دریا بار شد

هر حبابش چون جرس هر موج موسیقار شد

سیل بودم دایم از پست و بلندم ناله بود

بحر گشتم جمله ناهموارها هموار شد

طره ی میگون تر سایی اسیر کرده است

طرفه دامی در رهم این آتشین زنار شد

عکس یاقوت لبش در شعله می پیچد مرا

پرتو این باده بر من ابر آتشبار شد

بس که دارد کوه تمکینش گران خاطر مرا

بیستون از سایه ی من بازمین هموار شد

شعله ی حسن تو شد تا پرتو افکن در دلم

لوح خاک از نقش پای من تجلی زار شد

می شود گوهر گران قیمت چو افزاید به وزن

هر که از تمکین سبکبار است بی مقدار شد

این رقم نقش است بر لوح جبین کوهسار

از بزرگان هر که بر خود چید ناهموار شد

نورس از انشای این رنگین غزل چون لعل یار

کلک اعجاز آفرینت باز گوهر بار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳تا به دریا اشک گرمم شعله پرور می چکد
  2. شمارهٔ ۲۴۴به نشأه همچو شراب رسیده می آید
  3. شمارهٔ ۲۴۵تا زجوش اضطرابم جسم لاغر می طپد
  4. شمارهٔ ۲۴۶اشک تاثیر آن صنم را در دل چون سنگ کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۷آن صنم تا به ما مصاحب شد
  6. شمارهٔ ۲۴۸از این زرین کلاهان دلستان من که خواهد شد
  7. شمارهٔ ۲۴۹نقش است چون خط یار بر روی کار آید
  8. شمارهٔ ۲۵۰هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.