پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار

کرده کسب این ماجرا از چرخ کج رفتار یار

از لطافت همچو جان جانان نیاید در نظر

دیده را بی پرده گردد مانع دیدار یار

می کند دلجویی ما زخم کاری بیشتر

نیست کارش با دل از کف دادگان پر کار یار

داد از زهر تغافل آب تا تیغ نگاه

خونی صد مدعا شد از وفا نی زار یار

برد تا نقد دل از کف بر در انکار زد

بس که افتاده است کافر ماجرا عیار یار

نیست تنها رسم بی مهری همین با روزگار

دیده ام در نارسایی ها رسا بسیار یار

در هلاکم نرگسش انگاره ی دیگر گرفت

کرده است از ناز پنداری مرا انکار یار

از خط مشکین رقم هندوی ابلق بر سر است

می نماید نقطه های خال خوش پرگار یار

دیده ی ظاهر ندارد تاب برق جلوه را

می کند مستور خود را از نظر ستار یار

می فروزد می گدازد دود بر می آورد

شمع یار و شعله یار و برق آتش بار یار

گل فروز داغ ریزد دانه ی نار سرشک

سوخت نورس را دگر در جامه ی گلنار یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲بهشت کرده ای از نوبهار باغ نظر
  2. شمارهٔ ۲۸۳بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر
  3. شمارهٔ ۲۸۴عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر
  4. شمارهٔ ۲۸۵در چمن چون شد ز هستی با خبر
  5. شمارهٔ ۲۸۶سرو بالای تو را سایه نشین است بهار
  6. شمارهٔ ۲۸۷منظور سرکشی است به میخانه در بهار
  7. شمارهٔ ۲۸۸منم چو آب گهر باشم ایستاده اگر
  8. شمارهٔ ۲۸۹به من دارد نگاهی یک جهان بیداد از آن خوشتر
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.