پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد

رنگ خونریزی من چشم سیاهش ریزد

کاکلش نیست که افشان شده تا موی کمر

رنگ سودای مرا طرف کلاهش ریزد

دیده ام دام تماشا ی نگاهش باشد

مژه از لخت دل آیینه به راهش ریزد

می مکد عشق سویدای دل یار مرا

رنگ پروانه ی جان شعله ی آهش ریزد

شمع گریان مرا شبنم اشک از رخسار

گل خورشید به دامان نگاهش ریزد

بس که کاهیده عشق است چو گوهر از تار

پیچ و تاب دلم از زلف سیاهش ریزد

هر که می در قدحم ریخت چو اوراق خزان

نورس از فرد عمل حرف گناهش ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر
  2. شمارهٔ ۲۷۷ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهار
  3. شمارهٔ ۲۷۸ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌تر
  4. شمارهٔ ۲۷۹نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار
  5. شمارهٔ ۲۸۰کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار
  6. شمارهٔ ۲۸۱دست پیچ غیر دیدم طره ای چون شست یار
  7. شمارهٔ ۲۸۲بهشت کرده ای از نوبهار باغ نظر
  8. شمارهٔ ۲۸۳بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.