پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر

سنبل ستان تماشا را عرقچین تا کمر

موجه ی طوفان نور از طوق غبغب تا جبین

لجّه ی سیماب از ساق بلورین تا کمر

سینه اش تا ساق سیمین پایتخت آرزو

از سواد چین کاکل ملک ما چین تا کمر

چهره پرداز تجلی از جبین تا صبح ناف

خرمن مهتاب حسن از ساق سیمین تا کمر

آن بهارستان ناز آمد ز گلگلشت چمن

موج سنبل تا قدم طوفان نسرین تا کمر

بس که گیرد دامنش را رنگ و بوی گل به باغ

جامه ی بر بالان سروش گشته رنگین تا کمر

آن که در شوخی است چون سیماب تا بیند مرا

از حیا پنهان شود در کوه تمکین تا کمر

چین کاکل چین ابر پیچش موی میان

نقش چینی گشته آن بتخانه ی چین تا کمر

نورس آن نازک میان تا کرده است انشای رقص

می کند هر دم شنا در خون تحسین تا کمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌تر
  2. شمارهٔ ۲۷۹نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار
  3. شمارهٔ ۲۸۰کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار
  4. شمارهٔ ۲۸۱دست پیچ غیر دیدم طره ای چون شست یار
  5. شمارهٔ ۲۸۲بهشت کرده ای از نوبهار باغ نظر
  6. شمارهٔ ۲۸۳بنای دون نخواهد غیر پستی پایه ای دیگر
  7. شمارهٔ ۲۸۴عزتم از عرض خواری ساخت دشمن بیشتر
  8. شمارهٔ ۲۸۵در چمن چون شد ز هستی با خبر
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.