پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

بی رنگ شد گل تو از آن رو که چیده شد

بی آب شد عقیق تو از بس مکیده شد

تا تیغ بی حجابی خود را کشیده ای

نظاره ام چوب بسمل در خون طپیده شد

از گرمی ات رقیب شب شوق تا گرفت

از اضطراب نبض دلم آرمیده شد

تا رفته ای به خانه ی آغوش بوالهوس

پای غمت زخلوت دلها بریده شد

رخسارت از نظاره ی تر دامنان شهر

با آن صفا چو آینه ی زنگ دیده شد

پیراهن نظاره چو مژگان کنم قبا

چون پرده ی حجاب تو صد جا دریده شد

هر گوشه چون ادای حدیث تو سنت است

نشنیده حرف های تو یکسر شنیده شد

چون خرده های قند لبت نقل مجلس است

حلوای قصه ی تو مکرر چشیده شد

شد دستگاه بوالهوسان سیب غبغبت

آخر ترنج سیم تو نار کفیده شد

با خرمن گل تو طراوت نمانده است

امشب مگر به ینجه گلابت کشیده شد

سر رشته داده ای ز کف از پیشتکار خویش

این تار تنگ تا تنه کشتی کشیده شد

برگ مراد خود همه پیوند کرده اند

از بس نهال شوخ تو هر جا خمیده شد

دیگر سر از هوای تو دل ها کشیده اند

دست هوس به دامن وصلت رسیده شد

نورس قماش خال وخطش در نظر مرا

موج سراب و داغ جبین خار دیده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴جوهر ناز چو از تیغ نگاهش ریزد
  2. شمارهٔ ۲۷۵زهی عتاب تو از شربت حیات الذ
  3. شمارهٔ ۲۷۶مست آمد کاکلش افتاده چین چین تا کمر
  4. شمارهٔ ۲۷۷ریخت خون دل پرتاب و تبم بی زنهار
  5. شمارهٔ ۲۷۸ای دُر گوش تو از ناهید روشن‌رنگ‌تر
  6. شمارهٔ ۲۷۹نقشی از جوهر آیینه ی جان است بهار
  7. شمارهٔ ۲۸۰کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یار
  8. شمارهٔ ۲۸۱دست پیچ غیر دیدم طره ای چون شست یار
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.