پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی

ناصر بخارایی

غزلیات

۶۳۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ بر خوان حسن تو نمکی از ملاحت است
  2. شمارهٔ ۶۲ هیچ دانی که چرا همنفس من بادست
  3. شمارهٔ ۶۳ هر دمت با مهربانان کین چراست
  4. شمارهٔ ۶۴ زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست
  5. شمارهٔ ۶۵ به تمامی رخ تو ماه تمام دگرست
  6. شمارهٔ ۶۶ طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر است
  7. شمارهٔ ۶۷ ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است
  8. شمارهٔ ۶۸ عذر روشن عشق را رویت بس است
  9. شمارهٔ ۶۹ می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش است
  10. شمارهٔ ۷۰ از آتش می در خم خمار چه جوش است
  11. شمارهٔ ۷۱ مرا آستانت پناهی خوشست
  12. شمارهٔ ۷۲ ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است
  13. شمارهٔ ۷۳ ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است
  14. شمارهٔ ۷۴ فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست
  15. شمارهٔ ۷۵ مهر چون سایه ره نشین شماست
  16. شمارهٔ ۷۶ عمریست تا خیال تو در عهد جان ماست
  17. شمارهٔ ۷۷ تا تنم ای جان شیرین از وصال تو جداست
  18. شمارهٔ ۷۸ تا داغ مهر یار چو مه بر جبین ماست
  19. شمارهٔ ۷۹ جامهٔ مقصود دل، هست به قد تو راست
  20. شمارهٔ ۸۰ خدمت پیر مغان مذهب دیرینهٔ ماست
  21. شمارهٔ ۸۱ مرا از تیغ هجران دل دو نیم است
  22. شمارهٔ ۸۲ دل پر از درد و دیده پر خون است
  23. شمارهٔ ۸۳ پریشانم چو زلفت حالم این است
  24. شمارهٔ ۸۴ شمایل تو به هر حال در خیال من است
  25. شمارهٔ ۸۵ این خم بالای دو تاه من است
  26. شمارهٔ ۸۶ شرابخانه بهشت است و یار حور من است
  27. شمارهٔ ۸۷ اگر چه غمزهٔ‌ خون‌ریز تو بلای من است
  28. شمارهٔ ۸۸ مرا حاصل ز عمر خود همین است
  29. شمارهٔ ۸۹ عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست
  30. شمارهٔ ۹۰ سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست
  31. شمارهٔ ۹۱ با هوس بیگانه گردد هر که با عشق آشناست
  32. شمارهٔ ۹۲ گر دلم در بر چو آتش بی‌قرار افتاده است
  33. شمارهٔ ۹۳ همچو زلفت کار من با تو دراز افتاده است
  34. شمارهٔ ۹۴ آمد بهار و موکب گل‌ها رسیده است
  35. شمارهٔ ۹۵ آن خال روشن تو که چون نور دیده است
  36. شمارهٔ ۹۶ بیار باده که هنگام شید و قلاشی است
  37. شمارهٔ ۹۷ دلبرا گرد سرت جان و جهان گردان است
  38. شمارهٔ ۹۸ نقل است لب تو یا شراب است
  39. شمارهٔ ۹۹ تا قوس ابروی او در آفتاب پیوست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ زلفت به شور و فتنه اگر قلب ما شکست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ با رخ و زلف تو دل را روز بازار امشب است
  43. شمارهٔ ۱۰۳ مرا که نشوهٔ‌ روح از می مغانهٔ توست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ مکن ملامت دُردی کشان باده پرست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ مشتاب یکدم ساربان، کز گریه پایم در گل است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ تو در بری و دیدهٔ بدخواه بر درست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ سنبل تازهٔ تو بر گل سیراب خوش است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ ما چنین بیدل و دلبر نتوانیم نشست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ دست من همچو دل و دل چو دهانت تنگ است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ یار اگر در دیده پنهان است پیدا در دل است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ چون مستی آن نرگس پر فتنه مدام است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ گلست آنکه ز حسنش جهان گلستان است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تاق ابروی‌ تو منزلگه بیماران است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ز چشمم خون دل هر شب روان است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ جانم فدای جانان گر میل او به جان است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ سر امید نهم بر زمین حضرت دوست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ داد باد صبحدم با عاشقان پیغام دوست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ سرو روان چو قد بلندت ظریف نیست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ مسجد و میکده در ملک خدا این همه هست

متن اشعار به نقل از گنجور.