پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

هر دمت با مهربانان کین چراست

با وفاداران جفا چندین چراست

حسن رویت کافتاب عالم است

نور چشم ماست، پس خود بین چراست

گر نه روی توست دل چون روشن است

ور نه لعل توست جان، شیرین چراست

عشق را چندین زبردستی ز چیست

دل به یکباره چنین مسکین چراست

مردن و حشرم گر از بوی تو نیست

ذره ذره خاک من مشکین چراست

چون ز کوه افتاد فرهاد و بمرد

خون بهایش بر لب شیرین چراست

خون ناصر گر نمی‌ریزد لبش

دائماً چون چشم من خونین چراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵به تمامی رخ تو ماه تمام دگرست
  2. شمارهٔ ۶۶طاق ابروی تو پیوستهٔ دور قمر است
  3. شمارهٔ ۶۷ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است
  4. شمارهٔ ۶۸عذر روشن عشق را رویت بس است
  5. شمارهٔ ۶۹می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش است
  6. شمارهٔ ۷۰از آتش می در خم خمار چه جوش است
  7. شمارهٔ ۷۱مرا آستانت پناهی خوشست
  8. شمارهٔ ۷۲ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.