فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ آیینهٔ خدائی رخسار توست یارا
- شمارهٔ ۲ چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را
- شمارهٔ ۳ ای چشم تو بر هم زده حال دل ما را
- شمارهٔ ۴ ببین به دیدهٔ ما، روی خویشتن یارا
- شمارهٔ ۵ نگارا، دلبرا، چابک سوارا
- شمارهٔ ۶ خلاف عهد نکردم به حسن عهد تو یارا
- شمارهٔ ۷ ما بی نصیب و آن همه حشمت رقیب را
- شمارهٔ ۸ ای باد بر سلام ز ما آن درخت را
- شمارهٔ ۹ چه نویسم و چه گویم، صفت نگار خود را
- شمارهٔ ۱۰ چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود را
- شمارهٔ ۱۱ چون به کرشمه کژ کنی، طرف کلاه خویش را
- شمارهٔ ۱۲ از عقل نیست پیش تو رفتن چراغ را
- شمارهٔ ۱۳ گر سلسله جنبانی، گیسوی پریشان را
- شمارهٔ ۱۴ ای چشم تو کشیده، ابروی چون کمان را
- شمارهٔ ۱۵ نرگس مستت نشانده همچو گل در خون مرا
- شمارهٔ ۱۶ دوش آمد رخ زیبای تو در خواب مرا
- شمارهٔ ۱۷ آن سیه چرده که خورشید غلام است او را
- شمارهٔ ۱۸ میکشد عشق تو سوی خود دل دیوانه را
- شمارهٔ ۱۹ ساقی بیار جام شراب مغانه را
- شمارهٔ ۲۰ سلام من برسان ای صبا بخارا را
- شمارهٔ ۲۱ تا ز باریکی میانت تاب داده موی را
- شمارهٔ ۲۲ دریغ آخر ز روی من چه میداری نگاهی را
- شمارهٔ ۲۳ در میکده می در خمی، میگفت و میزد جوشها
- شمارهٔ ۲۴ همه بر قد بلند تو بود همت ما
- شمارهٔ ۲۵ مایل عشق خرابات است عقل پیر ما
- شمارهٔ ۲۶ گرفت ملک دلم حسن دلستان شما
- شمارهٔ ۲۷ ای خجل گل ز رنگ و بوی شما
- شمارهٔ ۲۸ تا جسته برق رویت از عکس روی زیبا
- شمارهٔ ۲۹ عاقبت رحمی کند بر درد ما، درمان ما
- شمارهٔ ۳۰ بیا که شاه نشین است صدر سینهٔ ما
- شمارهٔ ۳۱ دوش میدیدم دل گم گشتهٔ خود را به خواب
- شمارهٔ ۳۲ کتبت من دم عیش الیک الف کتاب
- شمارهٔ ۳۳ بر آب کار به که بسازیم کار آب
- شمارهٔ ۳۴ چشم تو سر بر نمیدارد ز خواب
- شمارهٔ ۳۵ چشم او مست است و در مستی شده مخمور خواب
- شمارهٔ ۳۶ گر گشایی ابر برقع، از حیا گردد گُل آب
- شمارهٔ ۳۷ رفتیم از دیار تو با دیدهٔ پر آب
- شمارهٔ ۳۸ زرد شد روی من از زحمت بیداری شب
- شمارهٔ ۳۹ سر مَحبت ز دل ما طلب
- شمارهٔ ۴۰ عشق و بیماری و درویشی و صد طعن رقیب
- شمارهٔ ۴۱ ای به حسن از عالم انسان غریب
- شمارهٔ ۴۲ ز ما هر لحظه رنجیدن چه تعریب
- شمارهٔ ۴۳ خضر وقتم به وفا زنده و فارغ ز وفات
- شمارهٔ ۴۴ یک روز در کوی مغان زنار بندم عاقبت
- شمارهٔ ۴۵ چو ساقی خام خم در جام جم ریخت
- شمارهٔ ۴۶ کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت
- شمارهٔ ۴۷ آن ترک سیه چشم که دل برد به غارت
- شمارهٔ ۴۸ ز نور مهر تو در ماه تاب است
- شمارهٔ ۴۹ خوشا وقت رندان هشیار مست
- شمارهٔ ۵۰ ای دم حضور صحبت جانان غنیمت است
- شمارهٔ ۵۱ کوی تو ای حور، ما را جنت است
- شمارهٔ ۵۲ عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است
- شمارهٔ ۵۳ مرا که همچو نی از آه و ناله برگ و نواست
- شمارهٔ ۵۴ بیا که تا اثری از وجود من بر جاست
- شمارهٔ ۵۵ دوش خون از دیده میراندم، سرشکم آگه است
- شمارهٔ ۵۶ گر راه حرم چون سر زلف تو درازست
- شمارهٔ ۵۷ ما را هوس صحبت جان پرور یار است
- شمارهٔ ۵۸ دهانت ذرهای گر تنگ بار است
- شمارهٔ ۵۹ اثری در قدح باده ز لعل یار است
- شمارهٔ ۶۰ بر جناب عشق دل بی قدر و جان بی قیمت است
متن اشعار به نقل از گنجور.