پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

گر راه حرم چون سر زلف تو درازست

از کعبه دری بر دل عشاق تو بازست

تا گوشهٔ‌ ابرویِ تو محراب دل ماست

ما را نه سر دیر و نه آهنگ حجازست

یک عاشق پاکیزه نظر نیست چو محمود

ور نه همه اطراف جهان پر ز ایازست

میلی که دلم سوی تو دارد به حقیقت

از دیدهٔ معنی ست، نه از روی مجازست

از هر دو جهان قبله سر کوی دارم

در جنت و فردوس چه حاجت به نمازست

در باز دل و دین به در میکده ناصر

می نوش زمانی که در توبه فرازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸دهانت ذره‌ای گر تنگ بار است
  2. شمارهٔ ۵۹اثری در قدح باده ز لعل یار است
  3. شمارهٔ ۶۰بر جناب عشق دل بی قدر و جان بی قیمت است
  4. شمارهٔ ۶۱بر خوان حسن تو نمکی از ملاحت است
  5. شمارهٔ ۶۲هیچ دانی که چرا همنفس من بادست
  6. شمارهٔ ۶۳هر دمت با مهربانان کین چراست
  7. شمارهٔ ۶۴زلف سیاهت پیش رخ، هندو به مهتاب اندرست
  8. شمارهٔ ۶۵به تمامی رخ تو ماه تمام دگرست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.