پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

به تمامی رخ تو ماه تمام دگرست

سرو آزاد به پیش تو غلام دگرست

همه از عشق تو مستند و من از عشق تو پست

مست این میکده را باده ز جام دگرست

فقر با همت مشتاق تو استغنا است

ننگ در مذهب عشاق تو نام دگرست

گر چه دل جانب یارست و نظر سوی رقیب

هر دم از دل به سوی دیده پیام دگرست

عقل با عشق مخالف شد و دیوانه بماند

که مخالف دگر و راست مقام دگرست

تا صبا سوی من از دوست پیام‌آورِ اوست

گوش من منتظر از بهر پیام دگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ز دل کباب و ز دیده شراب در نظر است
  2. شمارهٔ ۶۸عذر روشن عشق را رویت بس است
  3. شمارهٔ ۶۹می، کُمیتِ بادپایِ تند و تیز و سرکش است
  4. شمارهٔ ۷۰از آتش می در خم خمار چه جوش است
  5. شمارهٔ ۷۱مرا آستانت پناهی خوشست
  6. شمارهٔ ۷۲ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است
  7. شمارهٔ ۷۳ای که خیال روی تو، نقش سراچهٔ دل است
  8. شمارهٔ ۷۴فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.